سلام خدمت همگی شما نوشته شده در آغاز وبلاگ نویسی یکیمون 4 سالش تموم شد متولد خرداد سال 1382 و یکی دیگمون حدوداَ دوسالشه متولد شهریور ماه سال 1384 یه مقداری بگی.نگی شیطونیم و بانمک ! البته به قول بعضیها ؟! روزها که اصلا بابا رو نمی بینیم جز روزهای تعطیل که اونهم یا یه سری برنامه هایی پیش میاد که سر اون برنامه هاست و خونه نیست اگه هم باشه مشغول کامپیوتر و اینترنت و کتاب و...هست ؟ مامان جون هم که یه شب در میون میره بیمارستان (اون پرستاره) صبح با عجله میاد خونه که بابا بره سرکار ؟ اون هم به لحاظ کارش وقتی میاد خونه خسته و کلافه هست ما هم که اوستای اذیت کردن اوناییم چند وقتیه که مسافرت نرفتیم و حسابی تو خونه زندونی شدیم خدا کنه زودتر بزرگ شیم و بتونیم گلیم خودمونو از آب بکشیم بیرون آخهههه ! دلتون برامون سوخت ایرادی نداره همه اینو میگن؟ راستی یه چیزی ؟ خدا نکنه یکی از همکارای بابا یا مامان بیان خونمون از سر و کول اونا میریم بالا تا دیگه هوس مهمونی رفتن نکنن باز صد البته فامیلا جای خود دارند! خوش گذشت . نه ؟