تبليغاتX
مدار صفر درجه
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388
تعطیلات خدادادی

سلام و عرض ادب اینا

خدا جون شکرت به خاطر همه داده ها و همه نداده هات

غیر منتظره بود وقتی دوشنبه با وجود تعطیلات نمی تونستیم بریم بیرون و تو کنج خونه زندونی شدیم. عصری تو خونه مشغول بازی پلی استیشن (مرد عنکبوتی) بودیم که زنگ تلفن به صدا دراومد و عمو اینا تصمیم گرفتن شام بیان خونمون و مامانی مشغول درست کردن شام شد و ما هم مشغول بازی. بابایی هم اون ور داشت برنامه می دید. عصر که عمو اینا اومدن بابایی گفت فردا تعطیله و عمو هم گفت بیاین بریم شمال و فردا شب هم برگردیم.

 بابایی هم به خاطر مشغله کاریش موافق نبود تا اینکه صبح وقتی گزارشات هوای تهران رو گوش کرد زنگ زد و با کلی صغری و کبری کردن و اینکه فردا هم به خاطر آلایندگی هوا تعطیل می شه موافقت رییس رو گرفت و سر ظهر راه افتادیم به طرف شمال اما بدون عمو اینا چون اونا نمی تونستن همرامون بیان.

خیلی خوش گذشت هم یه عالمه از هوای خوب اونجا استفاده کردیم و هم از بارون سرخ اونجا بهره کافی بردیم البته بهترین لحظه این سفر کنار دریا بود که با نم نم بارون همراه بود. خیلی لذت بخش بود

یه روز هم با صبا اینا بودیم و کلی با هم بازی کردیم.

یه عالمه خوش گذروندیم و جمعه هم برگشتیم خونه تو راه مامانی رو رسوندیم سرکارش و خودمون رفتیم خونه عمو اینا.

دیشب هم یه عالمه مهمون داشتیم و یه بار دیگه فیلم عمو سلیمون رو دیدیم و بعد کلی آتیش سوزوندن با امیر طه اینا از فرط خستگی نمی دونیم چیجوری خوابیدیم.

پ .ن . 1- اولین دندون شیری پسر خونه از جاش کنده شد و دندون دختر خونه هم در اثر کرم خوردگی با درد شدیدی همراه هست.

آذین نوشت: آی دندونم و وای دندونم یکی بیاد دندون منو خوب کنه؟

پ .ن . 2- مامان طلا برگشتنتون مبارک یه عالمه خوشحالمون کردین. ایشالله این بار برای همیشه موندنی باشین

پ .ن . 3- عباس آقا و مامانی عاشق سالگرد ازدواجتون رو تبریک گفته و از خدای مهربون عاشقانه ترین زندگی رو برای شما خواهانیم

این هم چند تا عکس






نوشته شده توسط امیر و آذین در 11:43 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا