سلام و عرض ادب
ما خوبیم و در سلامتی کامل به سر می بریم
و الان هم اومدیم که از چند روز گذشته براتون بگیم
اول اینکه جدیدا مامانی شیفتاشو عصر و شب می گیره تا دو شب بتونه خونه باشه و ما هم مجبور می شیم اون روزایی رو که مامانی عصر میره سرکار یا تا ساعت 5 تو مهد باشیم و بابایی میاد دنبالمون. یا اینکه مهمون بابایی یا مامانی می باشیم
پنج شنبه از اون روزایی بود که ما تعطیل بودیم و مجبور بودیم بدون تکلیف بمونیم و از اونجاییکه تو اداره بابایی بیشتر بهمون خوش می گذشت اصرار کردیم که بریم اداره بابایی و موقع ظهر بابایی اومد خونه و به اتفاق رفتیم مامانی رو رسوندیم سر کارش و خودمون هم رفتیم اداره بابا و یه عالمه اونجا آتیش سوزوندیم و پیتزا قیفی هم خوردیم و از نمایشگاه هم ترشی خریدیم و خوردیم تا چشم به هم زدیم ساعت شده بود 8 شب و با بابایی اومدیم سرکار مامانی و راه افتادیم به طرف خونه. خستگی شیطنت زیاد هم امان ما رو برید و تو ماشین خوابمون برد
جمعه هم کار خاصی نداشتیم و کارمون شده بود بازی با سرگرمیهامون؟
شنبه و یکشنبه و دوشنبه هم می رفتیم پیش دبستانی و ظهر هم می اومدیم خونه و بازی تا شب
امروز که سه شنبه باشه دوباره اومدیم اداره بابایی و مشغول شیطنت در حد تیم ملی هستیم. در ضمن نشستیم تو اتاق بابایی و داریم انیمیشن هورتن رو که دیروز اکران شد رو می بینیم
اینا هم چند تا عکس از کافی شاپ و خودمون در حال خوردن و سرگرمی:







