تبليغاتX
مدار صفر درجه
سه شنبه یکم بهمن 1387
یک روز دیگه با بابایی

سلام و عرض ادب

ما خوبیم و در سلامتی کامل به سر می بریم

و الان هم اومدیم که از چند روز گذشته براتون بگیم

اول اینکه جدیدا مامانی شیفتاشو عصر و شب می گیره تا دو شب بتونه خونه باشه و ما هم مجبور می شیم اون روزایی رو که مامانی عصر میره سرکار یا تا ساعت 5 تو مهد باشیم و بابایی میاد دنبالمون. یا اینکه مهمون بابایی یا مامانی می باشیم

پنج شنبه از اون روزایی بود که ما تعطیل بودیم و مجبور بودیم بدون تکلیف بمونیم و از اونجاییکه تو اداره بابایی بیشتر بهمون خوش می گذشت اصرار کردیم که بریم اداره بابایی و موقع ظهر بابایی اومد خونه و به اتفاق رفتیم مامانی رو رسوندیم سر کارش و خودمون هم رفتیم اداره بابا و یه عالمه اونجا آتیش سوزوندیم و پیتزا قیفی هم خوردیم و از نمایشگاه هم ترشی خریدیم و خوردیم تا چشم به هم زدیم ساعت شده بود 8 شب و با بابایی اومدیم سرکار مامانی و راه افتادیم به طرف خونه. خستگی شیطنت زیاد هم امان ما رو برید و تو ماشین خوابمون برد

جمعه هم کار خاصی نداشتیم و کارمون شده بود بازی با سرگرمیهامون؟

شنبه و یکشنبه و دوشنبه هم می رفتیم پیش دبستانی و ظهر هم می اومدیم خونه و بازی تا شب

امروز که سه شنبه باشه دوباره اومدیم اداره بابایی و مشغول شیطنت در حد تیم ملی هستیم. در ضمن نشستیم تو اتاق بابایی و داریم انیمیشن هورتن رو که دیروز اکران شد رو می بینیم

اینا هم چند تا عکس از کافی شاپ و خودمون در حال خوردن و سرگرمی:

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 15:20 | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا