تبليغاتX
مدار صفر درجه
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
همینجوری

سلام و عرض ادب

همچنان منتظريم

نمي دونيم چرا خبرمون نمي کنن

آخهههههه اين چه وضعيه

هر جمعه که نزديک ميشه مي گيم زنگ مي زنن و خبرمون مي کنن اما نهههههههههه انگار يادشون رفته؟

هفته قبل در يک اقدام انقلابي رفتيم شمال و تعطيلات رو اونجا سپري کرديم خوبيش هم اين بود دور هم جمع بوديم و عروس خانومي رو هم که تو عروسيش ما رو نبوسيده بود اونجا ديده بوديم البته نمي دونستيم که اونا هم ميان و خدا رو شکر اونا هم اومدن و روز عاشورا با هم بوديم و صد البته يه بوس از عروس خانوم گرفتيم. پنج شنبه هم بابلسر بوديم هواش بس ناجوانمردانه آفتابي با سوز سرماي شديد بود. از اونجاييکه پلي استيشن رو همراه خودمون برده بوديم شديدا مشغول بازي شديم(سونيک، لاک پشتهاي نينجا، دزدان دريايي، و چند تا بازي ديگه)اصلا هم نفهميديم کي جمعه شد و مجبور شديم برگرديم خونه تو راه هم خدا رو شکر جز يه جا که ترافيک بود به خاطر تصادف مشکلي نداشتيم و آش دوغ هم که ديگه ....................................

الان هم شديدا کارمون شده

صبح برو مدرسه تا ساعت 4

4 بيا خونه تا 9 بازي

9 بخواب تا صبح

همينا ديگه

يکي از  خاله ها هم جديدا رفته کلاس آموزش رانندگي ايشالله زودي گواهينامه بگيره با هم بريم سفر

 

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 16:13 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا