تبليغاتX
مدار صفر درجه
شنبه سیزدهم مهر 1387
دایی جون عروسیت مبارک

 

اضاف شد در روز دوشنبه مورخه ۱۵/۷/۸۷

یادش بخیر یک سال پیش در چنین روزهایی خاطرات خیلی قشنگی رو با این پل شیشه ای که عکسش رو گذاشتیم سپری کرده بودیم ولی دیروز باز همون خاطرات دوباره بازخوانی شده بود و چقده هم خندیدیم؟

آره با شمام ؟

مگه چیه خوب می خواستین دوباره یادآوری نکنین اون خاطراتو؟




نوشته شده در این ساعت: ۱۲:۴۱

برای تو

متن در ادامه مطلب



سلام و عرض ادب

ایشالله که ایام عید به همتون خوش گذشته باشه البته به ما که خوش گذشت اولین ناهار بعد از ماه مبارک رمضان رو خدمت عموی عزیزمون بودیم و عصر هم رفتیم پارک سر کوچشون تا عصری اونجا مشغول بودیم البته یه دوست هم پیدا کردیم که اسمش شادی بود اون هم سن و سال ما بود. بعد از اینکه ما رو دید رفت به باباییش گفت بابایی یه دختر و پسر مودب اونجا هستند و من می خوام باهاشون دوست بشم می تونم و باباش هم در جواب گفت :شما اومدی بازی یا دوست یابی و وقتی هم جواب دخترش رو شنید که گفت: هر دوش. گفت باشه اشکالی نداره ما هم با هم دوست شدیم و یه عالمه با هم بازی کردیم یک قسمت از بازیهامون این بود که روی سرسره نشستیم و هر کی می خواست بیاد سرسره بازی می بایست کارت نشون میداد و از سرسره می رفت پایین. دیگه ساعت 6 عصر بود که اومدیم خونه.

پنجشنبه هم رفتیم شانزه لیزه یه عالمه هم برای خودمون خرید کردیم از صبح اونجا مشغول شدیم تا ساعت 4 بعدازظهر ناهار رو هم بیرون خوردیم و برگشتیم خونه از اونجایی که عاشق رودخونه ایم و در حال حاضر دستمون کوتاست رفتیم کنار جوی خیابان ولیعصر یه کمی استراحت کردیم و صد البته بابایی چند تا عکس هم از ما گرفت.

ببینید؟

 

فردا می خوایم بریم شمال

بعضی ها که می رن تو قسمت در مورد وبلاگ رو می خونن خیلی بابت اینکه ما مسافرت نمی ریم برامون غصه می خورن؟ آخیییییییییییییییییییی

البته اینو هم بگیم هر موقع سفر خونمون کم بشه می ریم مسافرت. ایشالله فردا هم قراره بریم شمال و آخر هفته هم قراره بریم عروسی دایی مصطفی.

وااااااااییییییییییییییی چه حالی میده باز یه عروسی دیگه و یه عروس و دوماد دیگه

ما عاشق عروسی و عروس و دومادیم

چقده حال میده که بری کنار عروس و دوماد و حسابی قر بیایی و برقصی .

دایی جون از همین جا تبریک و بوسه های خوشملمونو نثارتون می کنیم.

پ . ن . 1 –  افسون خانوم  حتما یه وبلاگ دیگه هم طراحی می کنیم تا زمانی که بزرگ شدیم دو تا وبلاگ جداگانه برای خودمون داشته باشیم تا دعوامون نشه

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر و آذین در 10:31 | | لينک به اين مطلب
سه شنبه نهم مهر 1387
عید بر شما مبارک

 

اضافه شد عصر روز عید فطر ساعت ۱۷:۳۰

به خدا کامنتدونی هیچ کی برام باز نمی شه

اومدم پیش همتون که عید رو تبریک بگم ولی نشد که نشد

از همین جا به همتون تبریک می گم

مامان زهرا خواستم تو پست جدید اول بشم اون هم نشد



 

سلام بر همه دوستان خوب و مهربون

چه زود گذشت ؟

انگار همین دیروز بود که موقع سحری بیدار شده بودیم بابایی و مامانی داشتن سحری می خوردن اما نمی دونستیم چرا بابایی و مامانی چرا تو نیمه های شب دارن غذا می خورن؟ بابایی گفت که ماه رمضونه و قراره یک ماه رو روزه بگیریم و مهمون خدا باشیم و اینجوری شد که ما بعنوان اولین مهمون خدا سر سفره بابایی و مامانی نسشتیم و سحری خوردیم

یک ماه گذشت و چه زود گذشت ؟

ماه مبارک تموم شد و فردا عید این ماهه

ماه رمضان رفت و عید رمضان آمد            صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

و این هم روایاتی از عید فطر

درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزه‌ای دیگر، که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند

عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت

چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده

ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده

ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است

عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواسته‌ها، عید محرومان و گرسنگان

فطر چیدن میوه‌هایی است که از فطرت می‌جوشد

فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است

عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و بجاست. مهر قبولی انفاق‌های به قصد قربت است

پ .ن ۱: هفته بعد نیستیم البته شاید سر بزنیم ولی کمتر پیدامون میشه داریم می ریم سفر چند روزه

پ .ن .۲: دایی مصطفی عروسیتون مبارکه ما که قراره بیایم و هی قر بدیم. پس آماده باش که اومدیم

پ .ن .۳: همیناست بعدا اضافه می شود

 

اینا هم برای اونایی که چند وقتیه که ما رو ندیدن

 

 

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 14:56 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا