پریسا خاله مهربون خوشحالیم که برگشتین و دوباره شروع به نوشتن کردین ایشالله همیشه موفق و پیروز باشین و ایام به کام![]()
ندا مامان مهربون آرمین و خاله مهربون ما شما هم خوش اومدین و خوشحالیم از اینکه تصمیم گرفتین دوباره بیاین و این جمع صمیمی رو صمیمی تر کنین![]()
برای مامان زهرا مهربون
خدا سایه شما رو برای ابد رو سر اون پسر گلت محمد و آقای مهربونتون عباس آقا حفظ کنه

گل و سکهُ نقل و نبات ، رو سرش غوغا میکنه
عروس با اون تورِ سپید ، دستشو پیدا میکنه
صورتش چون برگِ گله ، ناز به این دنیا میکنه
گل بریزین رو عروس و دوماد ، یار مبارک یار مبارگ باد
گل بریزین رو عروس و دوماد ، یار مبارک یار مبارگ باد
چو کمنده گیسویِ بافته ی تازه عروس
چه قشنگِ پیرهنِ تافته ِ تازه عروس
اون که شاده شادوماده
از چشاش شادی میباره
پای خنچه با یه غنچه
دست تو دست داره
گل بریزین رو عروس و دوماد
یار مبارک باد مبارک باد
حسن شير علي نيا منو به یه بازی دعوت کرده که تو این بازی باید اسم فیلم مورد علاقه ام - بازیگر مورد علاقه ام و کارگردان مورد علاقه ام رو بگم
حسن تو خجالت نمی کشی بودنت یه درد سر و نبودنت یه دردسره ![]()
خوب بگذریم ![]()
فیلم مورد علاقه ام
خوب زیاد اهل سینما نیستم ولی تو فیلمای ایرانی میم مثل مادر و اخراجی ها رو خیلی پسندیدم
بازیگر مورد علاقه ام
البته اینو هم بگم که کوچیک بودم همه فیلما رو می دیدم اون موقع تو دبیرستان که طرح کاد داشتیم دوساعت این کارگاه عملی مختص سینما بود
بازیگر مورد علاقه دوران کودکی ام افسانه بایگان بود الان هم همه برام عزیزن ولی کار گلشیفته فراهانی و محمد رضا فروتن را می پسندم
کارگردان مورد علاقه ام
مرحوم ملاقلی پور و حاتمی کیا و خانم رخشان بنی اعتماد می باشند.
از خارجیها هم اسمی نمی برم.
من هم
پریسا
و
.
.
رو به این بازی دعوت می کنم
اولین سالگرد تولد وبلاگتون مبارک. ایشالله که سایه بیلاگفا سالیان سال بر سر وبلاگتون باشه و شما در آن قلم فرسایی کنن از طرف (امیر و آذین)
ღஜ مامان آرمینஜღ چند وقتیه که کامنتدونیهاشون رو بستن
آخه چرا اینکار رو کردین نمی گین که ما می خوایم بیایم اونجا به دوستمون سلام کنیم
ما اومديم
اما چه اومدني؟!
امان از دست بعضي ها كه حال ما رو گرفتن اصلا حس نوشتنمون هم نمیاد.
خوب بريم سر اصل مطلب
سلام و عرض ادب خدمت همه شماها
بعد از سه ماه و اندي بالاخره باز مرخصي بابا و مامان رديف شد كه دل به دريا بزنيم.
دوشنبه صبح راه افتاديم به طرف شمال، هوا خوب و آسمان ابري بود
اینا بیانگر اون لحظه هاست


ياد دوستاني اوفتاديم كه دوست داشتن زير بارون تو خيابون قدم بزنن
يه باروني اومد كه لذت برديم مي شد قطره هاي بارون رو گرفت و رفت آسمون
.
اين هم عكسش:

يه گشت و گذاري هم تو اين جنگلاي سر راهمون داشتيم البته همراه با ريزش بارون. شب رو هم كه گذرونديم تو خونه يكي از دوستان، شب هم اينقده سرد بود كه با پتو خوابيديم
این هم یه منظره برای کسایی که قرار بود تو جنگل یادی از اونا بکنیم

فرداش هم رفتيم دريا كنار به لطف دعاي دوستان هوا صاف شده بود و خيلي هم خوش گذشت لب ساحل يكي داشت ماهي مي گرفت رفتيم كنارش و يه ماهي هم ازش گرفتيم.
بفرمايين اينا هم عكساش







يه روز هم رفتيم كنار شاليزارهاي بابلسر ووووووويييييييييييييييييي چقده خطرناك؟!


اونجا پر مار و غورباقه و حيوانات عجيب و غريب بود به خاطر همين ترسيديم بريم تو آب، راستي اين كشاورزا چقده زحمت مي كشن.

يه روز هم رفتيم تو جاليز پر خيار و گوجه و بادمجون و لوبيا سبز و فلفل دلمه و ... بود
همه اينا رو مي شد يه جا خورد.
اما از همه جالب تر اين عكسا بود كه در قالب برداشت آزاد اونو مياريم
برداشت شما از اين سه تا عكس چيه؟!



ببخشین که باب میل نبود

