شنام شنام صد تا شنام
يواشكي اومديم تا يه چيزي رو بگيم و بعد دوباره بريم
مامان جون امشب چه شب زيباييست
شب تولد دوباره تو تولد تويي كه هر روز مريضي چشم انتظار ديدن توست تا با دستان شفا بخش تو زندگي دوباره بيابد
چه زيباست سرود دوباره زيستن.
دست خدا به همراهت ای دست سرشار از عاطفه و مهر. دعای همه دردمندان بدرقه راهت ای سینه لبریز از ایمان و یقین. دستت همیشه گرم ای نگران چشمهای خسته و بیمار. خدا پشت و پناهت ای باغبان گلهای پژمُرده و شاخههای شکسته. نسیم رضایت خدا گوارای وجودت ای جلوهگاه فداکاری و صبر، ای اسوه نیکوکاری، ای پرستار.
مامان فريباي عزيز فردا تولد حضرت زينب و روز پرستار بر شما و همه همكاران مهربونت و همچنين
زن دايي رقيه،
خاله پروين
خاله صديقه
خاله مهری
و خاله فريشكا
مبارك باشه.
ايشالله كه صد سال زنده باشي و سايه تون بر سرمون باشه
4 جا 4 چيزو خيلي دوست داريم تو آسمون خدا رو تو زمين خودمونو تو خودمون قلبمونو و تو قلبمون شما رو


روز پرستار، روز جاری عاطفهها، روز درخشیدن ایمان در قلبهای مهربان، روز افتخار انسان به انسانیّت گرامی باد.
تا يه مدتي نيستيم
آدما....
آدما از جنس برگن،
گاهی سبزن گاهی پاییزن و زردن
زمستون دیده نمیشن،تابستون سایبون سبزن
آدما خیلی قشنگن حیف که هر لحظه یه رنگن
چون زلف تو ام جانا در عين پريشاني
چون باد سحرگاهم در بي سر و ساماني
من خاكم و من گردم من اشكم و من دردم
تو مهري و تو نوري تو عشقي و تو جاني
خواهم كه ترا در بر بنشانم و بنشينم
تا آتش جانم را بنشيني و بنشاني
اي شاهد افلاكي در مستي و در پاكي
من چشم ترا مانم تو اشك مرا ماني
در سينه سوزانم سمتوري و مهجوري
در ديده بيدارم پيدايي و پنهاني
من زمزمه عودم تو زمزمه پردازي
من سلسله موجم تو سلسله جنباني
از آتش سودايت دارم من و دارد دل
دلغي كه نمي بيني دردي كه نمي داني
دل با من و جان بي تو نسپاري و بسپارم
كام از تو و تاب از من نستانم و بستاني
اي چشم رهي سويت كو چشم رهي جويت ؟
روي از من سر گردان شايد كه نگرداني

