تبليغاتX
مدار صفر درجه
شنبه یکم دی 1386
عید قربان. شب یلدا. کریسمس

شب بود و ماه بود و ...

از اونجایی که یه دفعه تصمیم گرفتیم برای شب یلدا قلم فرسایی کنیم و در کنارش هم یه عالمه برنامه برای پست جدیدمون داشتیم تصمیم گرفتیم که مطالب قبلی رو با مطالب جدید پیوند بزنیم

اما لپ مطلب

۱-     عید قربان مبارک

۲-  شب یلدا مبارک

۳ - عید غدیر بر همه شیعیان خصوصا خاله هاله و شوشوی عزیزش مبارک

۴- کریسمس هم بر هموطنان عزیز مسیحیمون مبارک

۵- یه عالمه از دوست جونیامون اومدن و در مورد تغییر اسم وبلاگمون نظر دادن و بیشترشون هم گفتن که اسمش قشنگه بذارین بمونه و از این جور حرفها که ایشالله پست بعدیمون فقط به این موضوع اختصاص داره،

۶- این خاله نارسی هم یه کافی شاپ تو میدون ولیعصر زده برای اینکه دوستاش نفهمن و نریزن تو سرش، این موضوع رو مخفی کرده ولی از اونجایی که ما شفاف سازی می کنیم عکس اونو تو این پستمون میاریم(قابل توجه خاله ندا ، خاله زهرا، نیلا جون، زیبا جون، آقا شهاب گل و گلاب، عمو یاسی و ... که الان اسم اونا تو ذهنمون نیست.)

 

 

این هم تقدیم به همه هموطنان عزیز مسیحیمون خصوصا کیشمیش جون

اگه ناراحت کننده هست بگین سریع عوض کنیم

 

 

 

 این هم کباب عید قربون

 

 

 این هم کباب از نوع مشارکتی ( که ما به بابایی کمک کردیم تا یه کباب درست و حسابی آماده کنیم)   

 

 

برای دسر شب یلدا هر چی وقت بذارین و هر چی از خودتون ذوق و هنر و ... در وکنین باز هم کم کردین  

 

 

 قهوه هم بد جوری می چسبه

 

 

 

این هم کافی شاپ خاله نارسی که اونو به دور از چشم همه افتتاح کرده به هیچ کی هم نگفته. خاله نارسی بیا از خودت دفاع کن

 

 

این هم یه جاییه که آدم رو به یاد اون دنیا میندازه

 همه هم از رد شدن روی این پل می ترسن

 

 

پ ن ۱ - یه عالمه مهمون داشتیم.

پ ن ۲ - از اونجایی که همیشه به بابا و مامان کمک می کنیم موقع خرد کردن گوشتا یکیمون باز دسته گل به آب دادیم و دستمونو بریدیم (آذین) مستندات در عکس ۳ موجود میباشد.

پ ن ۳ - مامان بزرگ دیشب از مکه زنگ زد و یه عالمه ما از خودمون ذوق در وکردیم.

پ ن ۴ - از اونجایی که دیشب مامانی رفته بود سرکار ما یه شب زودتر شب یلدا رو برگزار کردیم.

 

این پست بازسازی شد

۸۶/۱۰/۱

 

شب یلدا

 

یه کم عشقولانه از خودمان در وکنیم

 

عید همتون مبارک

 

شب یلداتون هم پر از قاچهای هندوانه باد

 

گرد آمدیم:

شبچره ای بود و آتشی،

گفت و شنود و قصه و نقلی زسیر و گشت ...

وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ در اوج سرگذشت

یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی

لختی به تن طپید و به هم رفت و در شکست

با خانه می شدیم که گرد سپیده دم بر بام می نشست

 

عمرتون 100 شب یلدا

دلتون قد یه دریا

توی این شبهای سرما

یادتون همیشه با ما

شب یلدا مبارک... 

ادامه دارد

 

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 7:35 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا