شنام خدمت شما جیگملی های خودمون
خوبین دیگه
جاتون خالی دیشب رفتیم شانزه لیزه
بعد از مدتها دیروز بابا و مامان هماهنگ کردن که ما رو ببرن خرید
ساعت 6 عصر رفتیم اداره بابا (آخه از اداره بابا تا شانزه لیزه 5 دقیقه راهه) و به اتفاق هم رفتیم شانزه لیزه !
یه عالمه گشت زدیم، اینوهو این مانکن ها! هی لباس می پوشیدیم و عوض می کردیم تا اینکه بعد از گذشت 3 ساعت بالاخره لباسهای مورد نیازمون رو انتخاب کردیم و از اونجایی که یه ذره هم ندید بدید بودیم لباس هایی که به تنمون پوشیدن رو تا یه ساعت از تنمون در نیاوردیم
یه عالمه هم خرید کردیم؟! ولی خداییش امان از دست این بابا و مامانا ؟!
مامانی یه پالتو خرید قیمتش به اندازه کل خریدامون بود.
این هم چند تا عکس از دیروز




پند1 - قراره خاله نارسی رو دار بزنیم آخه اون هم به همکارای مامانی فحش داد و هم بجای عذر خواهی گفته که من نباید پاسخگوی نوشته هام باشم. یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!
پند2 - حالا درسته که می خوایم خاله نارسی رو دار بزنیم ولی یه چیزی رو بگیم از اونجایی که خاله نارسی تو پستاش یه ابتکار عمل به خرج داده (البته اینقد هم ابتکار عمل تازه ای نبود) قراره ما از این ابتکار عمل تو عکسامون در درج آدرس وبلاگ استفاده کنیم
پند3 – خاله ندا باهامون قهر بیده چراشو بذارین به پای کم لطفی ما
پند4 – بابابزرگ و مامان بزرگ قراره 15/۹/86 برن سفر حج، خوش به حالشون تازه قراره یه عالمه سوغاتی برامون بیارن(بفرمایین ولیمه)
و آخر اینکه قراره مثل اروپایی ها یه وبلاگ خانوادگی طراحی کنیم جدای از دوستای همیشگی مون اگه بقیه ظرفیت داشته باشن.
ربط مطالب پست جدید با پندهاش با شما ؟!

