تبليغاتX
مدار صفر درجه
سه شنبه هشتم آبان 1386
رفتیم شمال
 

شنام

شنام

شنام

اگه یه روز قرار گذاشته باشین که برین تلفیزیون و یه دفعه همون روز بدون هیچ مقدمه ای بابایی بیاد خونه و بگه که وسایل مورد نیازتونو جمع کنین قراره فردا بریم شمال ؟! چیکار می کنین ؟

خواستیم مقدمه چینی کنیم تا از شرمندگی همه شماهایی که اومده بودین و لطف کردین نام برنامه و ساعت پخش اونو و همچنین از کدوم شبکه پخش میشه رو از ما خواسته بودین تا چهره به قول شما ماهمونو از تلویزیون ببینین در بیایم ؟ البته تلفیزیون سر جاش هست فقط بابایی باید یه روز رو پیشنهاد کنه تا عمو بهرامی آفیشمون کنه؟!

علی الحساب این دو تا عکس  که چهره ماهمون توش هست رو داشته باشین تا خبر بدیم

 

 

 

خیلی به ما لطف داشتین

تازه یه چیز دیگه

حسابی فهمیدیم که چقده ما رو دوست دارین البته می دونستیم اما به یقین رسیدیم

و اینو بگیم که ما هزاران برابر بیشتر شما رو دوست داریم و چهره ماهتونو می بوسیم.

اما یه چند روزی که رفته بودیم شمال خیلی بهمون خوش گذشت به دلایل زیر:

1-     هواش توپ بود و آسمونش آبی و صاف و تمیز

2- یه عروسی هم رفتیم که در نوع خودش دو تا بود چون عروس و دوماد با هم پسر عمو و دختر عمو بودن(ضرب المثله چیه که میگن عقد پسر عمو و دختر عمو رو تو آسمونا بستن)

3- رفتیم تو یه باغ نارنگی تا تونستیم نارنگی خوردیم و اینکه بابایی یه عالمه از ما تو حالت های مختلف عکس انداخت چون این بار با گوشی بود و از اونجایی که سیم رابط گوشی با کامپیوتر در حال حاضر ناپدید گشته است نتونستیم اونو تو پست جدیدمون بذاریم البته این قول رو می دیم که هر موقع این اتفاق بیافته چند تا از اون عکسها رو تو پست می ذاریم .

4- تازه از همه مهمتر ماهی دریایی خوردیم اونهم شکم پرش رو این یه مدل شمالیه که ماهیها رو بعد از اینکه آماده کردن چند تا از اون سبزیهای معطر مخصوص رو به همراه تخم انار ترش یا رب اون انار رو با هم مخلوط می کنن و میریزن تو شکم ماهی و بعد  شکم ماهی رو با نخ می دوزن و میذارن رو اجاق حسابی که سرخ شد (آب دهنمون راه افتاد ) می افتن به جون اون ماهی بخت برگشته

    

تازه یه چیز مهمتر به دایی مرتضی و خاله فاطمه هم وبلاگ نویسی یاد دادیم

خوب چیه ؟

چرا می خندین ؟

اونا جفتشون دانشجو سال سوم دانشگاه هستن

تازه اون همه نظر که برامون گذاشتین رو دیدن حیرون و ویرون و هاج و واج به ما نیگاه می کردن خیال می کردن سر کاریه ولی وقتی کامنتا رو خوندن از تعجب داشتن ...................

احترام بزرگترا واجبه

بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 22:43 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا