تبليغاتX
مدار صفر درجه
چهارشنبه هفتم شهریور 1386
تولدم مبارک

 

چه جمعه ها كه يك به يك غروب شد نيامدي
چه اشكها به سينه ها رسوب شد نيامدي
خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شكن
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدي
براي ما كه خسته ايم و دلشكسته ايم نه
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدي
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ، ظهر ،نه! غروب شد نيامدي
به اميد جمعه‌اي كه
در تقويمها بنويسند
تعطيل: ظهور امام زمان (عج)

 

شلام خدمت دوستاي گلم

 

مي خواستم بگم امروز تولد منه ؟ همين و بس

ديشب هر جاي شهر كه ميرفتيم چراغوني بود؟

تو دلم گفتم همه شهر رو بخاطر تولد من چراغوني كردن

تو همين فكرا بودم كه بابايي گفت ميدوني آذين جون امشب شب تولد امام زمان ماست

اوني كه قراره بياد و عدل و داد رو تو دنيا مستقر كنه

ميگن با يه اسب سفيد هم مياد؟! آخ كه من چقد اسب سفيد رو دوست دارم

چه تصادف قشنگي !

تولد من با تولد بهترين آدم دنيا تو يه روز .

 

راستي چند تا عكس از تولد پارسالم

 

اين هم كيك تولد پارسالمه

 

 

ور رفتن با عروسک در بهترین روز خودم

 

 

اين هم سوهاني كه من جشن تولدم خورد ربطي نداشت نه؟!

 

 

 

البته كيك منو  ديگران بخورن اينجوري ميشم ديگه

 

 

 اين هم من و امير و فاطمه يه چيزي رو هم از شما چه پنهون كه عكس ماماني رو ورداشتيم مامامني وسط من و فاطمه نشسته بود

 

 

 

نوشته شده توسط امیر و آذین در 7:38 | | لينک به اين مطلب

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رايگان

قالب بلاگفا